meißeln
با اسکنه کار کردن، حکاکی کردن
Beispiele
- Der Bildhauer kann aus einem einfachen Steinblock großartige Kunstwerke ''meißeln.مجسمهساز میتواند از یک بلوک سنگی ساده آثار هنری باشکوهی حکاکی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با اسکنه یا قلم، چیزی را تراشیدن، حکاکی کردن یا شکل دادن (مانند سنگ یا چوب)
- Der Bildhauer meißelte eine Figur aus Marmor.مجسمهساز یک تندیس از مرمر قلمزنی کرد.
- Man kann Stein oder Holz meißeln.میتوان سنگ یا چوب را حکاکی کرد.