gemeinsame Sache machen
همدست شدن، همکاری کردن
Bedeutungen
1
به معنای همکاری کردن با کسی، اغلب در انجام کاری که ممکن است قانونی یا اخلاقی نباشد؛ همدست شدن.
- Die beiden Diebe machten gemeinsame Sache, um den Juwelierladen auszurauben.آن دو دزد برای سرقت از جواهرفروشی با هم همدست شدند.
- Es scheint, als ob die Politiker und die Bauunternehmer gemeinsame Sache machen.به نظر میرسد که سیاستمداران و پیمانکاران ساختمانی با هم همکاری میکنند.
- Wir müssen gemeinsame Sache machen, um dieses Projekt erfolgreich abzuschließen.ما باید برای تکمیل موفقیتآمیز این پروژه با هم همکاری کنیم.