gemeisselten
تراشیده شده، حکاکی شده
Bedeutungen
1
اثری هنری یا تزئینی که با استفاده از ابزار تراش (مانند قلم و چکش) بر روی مواد سخت (مانند سنگ، چوب یا فلز) ایجاد شده است؛ به طور دقیق و با جزئیات شکل گرفته.
- Die Fassade des alten Rathauses war mit kunstvoll gemeißelten Figuren verziert, die biblische Szenen darstellten.نمای عمارت قدیمی شهرداری با مجسمههایی که با ظرافت تراشیده شده بودند و صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشیدند، تزئین شده بود.
- Der Bildhauer arbeitete monatelang an dem gemeißelten Marmorblock, um die Statue fertigzustellen.مجسمهساز ماهها بر روی بلوک مرمر تراشیده شده کار کرد تا مجسمه را به اتمام برساند.