menetekeln
پیشگویی شوم کردن، پیشبینی بد کردن
Bedeutungen
1
über etwas (Akkusativ)
به صورت جدی و اغلب با لحنی هشداردهنده، عواقب منفی یا فاجعهبار یک وضعیت یا اقدام را پیشبینی کردن یا گوشزد کردن. (اشاره به داستان کتاب مقدس "مِنِ، مِنِ، تِقِل، وُفَرسین")
- Der Analyst menetekelt über die wirtschaftliche Zukunft des Landes.تحلیلگر درباره آینده اقتصادی کشور پیشبینی شومی میکند.
- Die alten Weisen menetekelten über die Gefahren des Krieges.خردمندان کهن درباره خطرات جنگ هشدار میدادند.