menetekeln

Aussprache: /ˈmeːnəˌteːkl̩n/
Worttrennung: me·ne·te·keln
فعل

پیش‌گویی شوم کردن، پیش‌بینی بد کردن

Bedeutungen

1 über etwas (Akkusativ)

به صورت جدی و اغلب با لحنی هشداردهنده، عواقب منفی یا فاجعه‌بار یک وضعیت یا اقدام را پیش‌بینی کردن یا گوشزد کردن. (اشاره به داستان کتاب مقدس "مِنِ، مِنِ، تِقِل، وُفَرسین")

  • Der Analyst menetekelt über die wirtschaftliche Zukunft des Landes.تحلیلگر درباره آینده اقتصادی کشور پیش‌بینی شومی می‌کند.
  • Die alten Weisen menetekelten über die Gefahren des Krieges.خردمندان کهن درباره خطرات جنگ هشدار می‌دادند.