Deklinierte Form
خراب شده، معیوب شده (صفت مفعولی از murksen)
معانی و تعاریف gemurksten:
- انجام دادن کاری به صورت ناشیانه، بدون دقت کافی، با عجله و اغلب با نتایج نامطلوب یا ناقص؛ خرابکاری کردن.
جملات نمونه برای gemurksten:
Die Reparatur des Motors wurde von einem unerfahrenen Mechaniker gemurkst, sodass er kurz darauf wieder ausfiel.
تعمیر موتور توسط یک مکانیک بیتجربه خرابکاری شد، به طوری که مدت کوتاهی بعد دوباره از کار افتاد.
Er hatte versucht, die Präsentation selbst zu gestalten, aber das Ergebnis war offensichtlich gemurkst.
او سعی کرده بود خودش ارائه را طراحی کند، اما نتیجه آشکارا خرابکاری شده بود.