nüffeln

Aussprache: /ˈnʏfl̩n/
Wortzerlegung: nüf·feln
فعل

از بینی حرف زدن (تو دماغی)، زاییدن (در نامیبیا)

Bedeutungen

1 intransitiv / an + Dativ

(بسیار نادر یا غیررسمی) با بینی بو کشیدن، چیزی را با دقت جستجو کردن (شبیه "schnüffeln")

  • Der Hund nüffelte am Boden.سگ زمین را بو می‌کشید.
  • Sie nüffelte neugierig an der neuen Blume.او با کنجکاوی گل جدید را بو کشید.