genügend
کافی، بسنده
Bedeutungen
1
به اندازه کافی؛ آن مقدار که لازم است یا مورد نیاز است.
- Wir haben genügend Zeit, um die Aufgabe zu beenden.ما وقت کافی برای اتمام کار داریم.
- Bitte gib mir genügend Geld für die Reise.لطفاً پول کافی برای سفر به من بده.
- Es sind genügend Stühle für alle Gäste vorhanden.صندلیهای کافی برای همه مهمانان وجود دارد.
2
بسنده، راضیکننده؛ در سطحی که قابل قبول باشد.
- Seine Leistungen waren genügend für die Prüfung.عملکرد او برای قبولی در امتحان کافی بود.
- Das Ergebnis ist genügend, um fortzufahren.نتیجه به اندازهای است که میتوان ادامه داد.
- Die Qualität des Essens war gerade genügend.کیفیت غذا به سختی کافی بود.