genügend

Aussprache: /ɡəˈnyːɡn̩t/
Worttrennung: ge·nü·gend
صفت

کافی، بسنده

Bedeutungen

1

به اندازه کافی؛ آن مقدار که لازم است یا مورد نیاز است.

  • Wir haben genügend Zeit, um die Aufgabe zu beenden.ما وقت کافی برای اتمام کار داریم.
  • Bitte gib mir genügend Geld für die Reise.لطفاً پول کافی برای سفر به من بده.
  • Es sind genügend Stühle für alle Gäste vorhanden.صندلی‌های کافی برای همه مهمانان وجود دارد.
2

بسنده، راضی‌کننده؛ در سطحی که قابل قبول باشد.

  • Seine Leistungen waren genügend für die Prüfung.عملکرد او برای قبولی در امتحان کافی بود.
  • Das Ergebnis ist genügend, um fortzufahren.نتیجه به اندازه‌ای است که می‌توان ادامه داد.
  • Die Qualität des Essens war gerade genügend.کیفیت غذا به سختی کافی بود.