genügsam

Aussprache: /ɡəˈnyːkzaːm/
Worttrennung: ge·nüg·sam
صفت

قانع، کم‌توقع

Bedeutungen

1

کسی که با حداقل امکانات و خواسته‌های کم راضی است و توقع زیادی ندارد.

  • Er war ein genügsamer Mensch, der mit wenig zufrieden war.او فردی قانع بود که با کم راضی بود.
  • Die Kinder lernten, genügsam zu sein und nicht immer mehr zu wollen.بچه‌ها یاد گرفتند قانع باشند و همیشه چیز بیشتری نخواهند.
  • Sie führte ein genügsames Leben in den Bergen.او زندگی کم‌توقعی را در کوهستان می‌گذراند.
2

نیاز به مقدار کمی از چیزی داشتن (مانند غذا، پول، انرژی).

  • Diese Pflanze ist sehr genügsam und braucht nur wenig Wasser.این گیاه بسیار کم‌نیاز است و فقط به آب کمی نیاز دارد.
  • Das alte Auto war trotz seines Alters noch sehr genügsam im Benzinverbrauch.ماشین قدیمی علی‌رغم سنش، هنوز در مصرف بنزین بسیار کم‌مصرف بود.
  • Er ist genügsam, was seine Ernährung angeht; er isst fast alles.او در مورد تغذیه‌اش کم‌توقع است؛ تقریباً همه چیز می‌خورد.