genehmigen
تصویب کردن، اجازه دادن، موافقت کردن، برای خود نوش جان کردن/خوردن
Beispiele
- Das Ordnungsamt hat die Sanitärräume in diesem Restaurant nicht ''genehmigt.اداره نظارت، سرویسهای بهداشتی این رستوران را تأیید/مجوز نداد.
- Der Anbau einer neuen Werkshalle wurde vom Bauamt nicht ''genehmigt.ساخت یک سالن کارخانه جدید توسط اداره ساختمانسازی تأیید نشد.
- Nach dem Essen habe ich ''mir'' noch ein Eis ''genehmigt.بعد از غذا برای خودم یک بستنی سفارش دادم (نوش جان کردم).
- Heute haben wir ''uns'' mehr Zigaretten als gewöhnlich ''genehmigt.امروز بیشتر از معمول به خودمان سیگار اجازه دادیم (کشیدیم).
Bedeutungen
1
Akkusativ
اجازه دادن، تصویب کردن، تأیید کردن (رسمی)
- Der Antrag wurde genehmigt.درخواست تصویب شد.
- Die Behörde hat den Bauplan genehmigt.اداره، نقشه ساخت و ساز را تأیید کرده است.
2
sich + Dativ + Akkusativ
(sich etwas genehmigen) به خود اجازه دادن، برای خود فراهم کردن (معمولاً چیزی لذتبخش مثل نوشیدنی یا استراحت)
- Nach der Arbeit genehmigte er sich ein Bier.بعد از کار، او به خودش یک آبجو اجازه داد.
- Sie genehmigte sich eine kleine Pause.او به خودش یک استراحت کوتاه داد.