genehmigungsfrei

Aussprache: /ɡəˈneːmɪɡʊŋsˌfʁaɪ̯/
Worttrennung: ge·neh·mi·gungs·frei
صفت

بدون نیاز به مجوز، معاف از مجوز

Bedeutungen

1

چیزی که برای انجام یا استفاده از آن نیازی به دریافت مجوز رسمی نیست.

  • Der Bau eines kleinen Gartenhauses ist in diesem Gebiet genehmigungsfrei.ساخت یک خانه باغ کوچک در این منطقه بدون نیاز به مجوز است.
  • Viele kleinere Unternehmen profitieren von genehmigungsfreien Prozessen.بسیاری از شرکت‌های کوچکتر از فرآیندهای بدون نیاز به مجوز سود می‌برند.
  • Die Nutzung dieser Technologie ist genehmigungsfrei.استفاده از این فناوری معاف از مجوز است.