generalüberholen
تعمیر اساسی کردن، بازسازی کامل کردن، اورهال کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) generalüberholen
یک دستگاه، موتور، سیستم یا خط تولید را به طور کامل قطعهبهقطعه بازبینی، تعمیر و نوسازی کردن
- Der Mechaniker musste den Motor komplett generalüberholen.مکانیک مجبور شد موتور را کاملاً تعمیر اساسی کند.
- Nach 20 Jahren Betrieb muss die Anlage generalüberholt werden.پس از ۲۰ سال کار، تاسیسات باید بازسازی کامل شود.