genesen
بهبودی یافتن، شفا یافتن
Beispiele
- Nachdem er von seiner Krankheit ''genesen'' war, konnte er sich wieder dem Turnen widmen.پس از اینکه از بیماریاش بهبود یافت، توانست دوباره خود را وقف ژیمناستیک کند.
- Sie ''genas'' nach der erfolgreichen Operation sehr schnell.او پس از عمل جراحی موفقیتآمیز بسیار سریع بهبود یافت.
Bedeutungen
1
Intransitiv (von + Dativ)
از یک بیماری بهبود یافتن، سلامتی خود را بازیافتن
- Sie ist nach langer Krankheit wieder genesen.او پس از بیماری طولانی دوباره بهبود یافته است.
- Ich hoffe, du genest bald vollständig.امیدوارم به زودی کاملاً بهبود یابی.