genießbar
قابل خوردن، گوارا؛ قابل تحمل، دلپذیر
Bedeutungen
1
مناسب برای خوردن یا نوشیدن، خوشطعم و گوارا.
- Das Wasser aus der Quelle ist frisch und genießbar.آب چشمه تازه و گوارا است.
- Obwohl es nicht perfekt war, war das Essen gerade noch genießbar.اگرچه عالی نبود، اما غذا به سختی قابل خوردن بود.
- Die Früchte sind reif und genießbar.میوهها رسیده و قابل خوردن هستند.
2
به طور مجازی، قابل تحمل، دلپذیر یا قابل قبول.
- Die Atmosphäre im Raum war kaum genießbar.جو اتاق به سختی قابل تحمل بود.
- Er machte die Situation durch seine Witze genießbarer.او با شوخیهایش وضعیت را قابل تحملتر کرد.
- Das Warten war lang, aber die Gesellschaft machte es genießbar.انتظار طولانی بود، اما همراهی آن را قابل تحمل میکرد.