Partizip II
لذت برده (قسمت دوم فعل genießen)
معانی و تعاریف genossen:
- بهرهمند شدن از چیزی، تجربه کردن لذت یا رضایت از یک موقعیت یا تجربه.
- شریک بودن در یک تجربه یا موقعیت، به ویژه در مورد غذا یا نوشیدنی.
جملات نمونه برای genossen:
Sie genoss die Ruhe des Morgens bei einer Tasse Kaffee auf dem Balkon.
او از آرامش صبحگاهی با یک فنجان قهوه در بالکن لذت برد.
Nach Jahren harter Arbeit genoss er endlich den wohlverdienten Ruhestand.
پس از سالها کار سخت، او سرانجام از بازنشستگی شایسته خود بهرهمند شد.
Wir haben gemeinsam ein köstliches Mahl genossen.
ما با هم از یک وعده غذایی لذیذ لذت بردیم.