gentherapeutisch
مرتبط با ژندرمانی، متعلق به ژندرمانی، از طریق ژندرمانی
Beispiele
- Bevor der Arzt dem Patienten die ''gentherapeutisch'' veränderten Blutstammzellen verabreicht, muss er dessen defektes Knochenmark mit einer Chemotherapie zerstören.قبل از اینکه پزشک سلولهای بنیادی خون تغییر یافته با روش ژندرمانی را به بیمار تزریق کند، باید مغز استخوان معیوب او را با شیمیدرمانی از بین ببرد.