nutzen
استفاده کردن، بهره بردن
Beispiele
- Sabine ''nutzt'' täglich den Bus, um ohne Stress zur Arbeit zu kommen.سابین هر روز از اتوبوس استفاده میکند تا بدون استرس سر کار برود.
- Herberts Garten kann nicht nur zur Erholung, sondern auch zum Gemüseanbau ''genutzt werden''.باغ هربرت نه تنها برای استراحت، بلکه میتواند برای کشت سبزیجات نیز مورد استفاده قرار گیرد.
- Das Angebot, bei den Schmidts im Auto mitzufahren, sollten wir ''nutzen.باید از پیشنهاد همسفر شدن با خانواده اشمیت در ماشین استفاده کنیم.
- Verstärkt ''genutzt'' werden könnten Blogs, Foren und Soziale Netzwerke.وبلاگها، فرومها و شبکههای اجتماعی میتوانند بیشتر مورد استفاده قرار گیرند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی استفاده کردن، به کار بردن.
- Ich nutze mein Fahrrad jeden Tag.من هر روز از دوچرخهام استفاده میکنم.
- Sie nutzte die Gelegenheit, um Deutsch zu üben.او از فرصت استفاده کرد تا آلمانی تمرین کند.
2
kein Objekt (oft mit Dativ)
مفید بودن، به درد خوردن.
- Das hat mir sehr genutzt.این برای من بسیار مفید بود.
- Wem nützt das?این به درد چه کسی میخورد؟
3
sich + Dativ + zunutze machen
از چیزی بهرهبرداری کردن، از فرصتی استفاده کردن.
- Er machte sich seine Kontakte zunutze.او از ارتباطاتش بهرهبرداری کرد.
- Wir sollten uns die neue Technologie zunutze machen.ما باید از فناوری جدید استفاده کنیم.