gepaschten
تقسیم شده، سهمبندی شده
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
جدا کردن یا پاره کردن چیزی به قطعات کوچک و نامنظم، اغلب با خشونت یا بیدقتی.
- Der wütende Kunde paschte die Rechnung in kleine Stücke.مشتری عصبانی صورتحساب را به قطعات کوچک پاره کرد.
- Die Kinder paschten das alte Papier für ihr Bastelprojekt.بچهها کاغذ کهنه را برای پروژه کاردستیشان تکه تکه کردند.