gepissten
خیس شده، ادرار شده (جمع یا حالت مفعولی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای خراب کردن، به گند کشیدن یا به باد دادن یک موقعیت، برنامه یا فرصت به شکلی ناگوار و غیرقابل جبران.
- Er hat mit seiner unüberlegten Äußerung das gesamte Projekt gepisst.او با اظهار نظر نسنجیدهاش کل پروژه را به گند کشید.
- Die unerwartete Intervention des Chefs hat alle unsere Bemühungen, die Krise zu bewältigen, gepisst.مداخله غیرمنتظره رئیس، تمام تلاشهای ما برای مدیریت بحران را به باد داد.