gepissten

Aussprache: /ɡəˈpɪstn̩/
Wortzerlegung: ge·piss·ten
Deklinierte Form

خیس شده، ادرار شده (جمع یا حالت مفعولی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای خراب کردن، به گند کشیدن یا به باد دادن یک موقعیت، برنامه یا فرصت به شکلی ناگوار و غیرقابل جبران.

  • Er hat mit seiner unüberlegten Äußerung das gesamte Projekt gepisst.او با اظهار نظر نسنجیده‌اش کل پروژه را به گند کشید.
  • Die unerwartete Intervention des Chefs hat alle unsere Bemühungen, die Krise zu bewältigen, gepisst.مداخله غیرمنتظره رئیس، تمام تلاش‌های ما برای مدیریت بحران را به باد داد.