geplündert
غارت شده، چپاول شده
Bedeutungen
1
چیزی که مورد دستبرد و غارت قرار گرفته و اموال آن به زور گرفته شده است.
- Nach dem Krieg war die Stadt fast vollständig geplündert.پس از جنگ، شهر تقریباً به طور کامل غارت شده بود.
- Das geplünderte Geschäft hatte keine Waren mehr zum Verkauf.مغازه غارت شده دیگر کالایی برای فروش نداشت.
- Die Soldaten fanden ein geplündertes Dorf vor.سربازان با دهکدهای غارت شده روبرو شدند.