pogen
رقصیدن پوگو (در کنسرتهای راک و پانک)
Beispiele
- Ich ''poge'' auf einem Konzert.من در یک کنسرت پوگو میرقصم.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
نوعی رقص پر جنب و جوش و خشن در کنسرتهای راک یا پانک که در آن افراد به یکدیگر تنه میزنند و بالا و پایین میپرند.
- Die Fans begannen zu pogen, als die Band ihren Hit spielte.طرفداران وقتی گروه آهنگ معروفشان را نواخت، شروع به پوگیدن کردند.
- Beim letzten Konzert haben wir stundenlang gepogt.در کنسرت آخر، ما ساعتها پوگیدیم.