pogen

Aussprache: /ˈpoːɡn̩/
Wortzerlegung: po·gen
فعل

رقصیدن پوگو (در کنسرت‌های راک و پانک)

Beispiele

  • Ich ''poge'' auf einem Konzert.من در یک کنسرت پوگو می‌رقصم.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

نوعی رقص پر جنب و جوش و خشن در کنسرت‌های راک یا پانک که در آن افراد به یکدیگر تنه می‌زنند و بالا و پایین می‌پرند.

  • Die Fans begannen zu pogen, als die Band ihren Hit spielte.طرفداران وقتی گروه آهنگ معروفشان را نواخت، شروع به پوگیدن کردند.
  • Beim letzten Konzert haben wir stundenlang gepogt.در کنسرت آخر، ما ساعت‌ها پوگیدیم.