powern

Aussprache: /ˈpaʊ̯ɐn/
Wortzerlegung: po·w·ern
فعل

با انرژی زیاد کار کردن، حمایت کردن با قدرت

Beispiele

  • Die Gewerkschaften ''powern'' wegen mehr Lohn und wegen der Verkürzung der Arbeitszeit.اتحادیه‌ها برای دستمزد بیشتر و کاهش ساعات کاری با قدرت تلاش می‌کنند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با انرژی و قدرت زیاد کار کردن یا فعالیت کردن، سخت تلاش کردن

  • Er hat den ganzen Tag im Garten gepowert.او تمام روز را در باغ سخت کار کرد.
  • Nach dem Sport fühle ich mich richtig ausgepowert.بعد از ورزش، واقعاً احساس خستگی مفرط می‌کنم (انرژی‌ام تمام شده است).
2 Akkusativ

به کسی انرژی دادن، تقویت کردن (معمولاً در زمینه ورزشی یا کاری)

  • Der Trainer powert seine Mannschaft vor dem Spiel.مربی تیمش را قبل از بازی انرژی می‌دهد.
  • Diese Musik powert mich richtig auf.این موسیقی واقعاً به من انرژی می‌دهد.