prügeln
کتک زدن، کتک کاری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas prügeln)
کسی را به شدت با دست یا وسیلهای کتک زدن؛ ضرب و شتم کردن.
- Der Vater prügelte seinen Sohn.پدر پسرش را کتک زد.
- Die Schläger prügelten den Passanten.مزدوران به رهگذر ضرب و شتم کردند.
2
sich + mit + Dativ
sich prügeln: با کسی دعوا کردن، گلاویز شدن، کتککاری کردن.
- Die beiden Männer prügelten sich auf der Straße.آن دو مرد در خیابان با هم گلاویز شدند.
- Er hat sich mit seinem Nachbarn geprügelt.او با همسایهاش کتککاری کرده بود.