gepredigten
موعظه شده، تبلیغ شده
Bedeutungen
1
Akkusativ (گاهی اوقات über + Akkusativ یا von + Dativ)
به معنای موعظه کردن، اندرز دادن یا نصیحت کردن، اغلب به شکلی که تکراری، کلیشهای یا آزاردهنده تلقی شود؛ بیان مکرر یک پیام یا عقیده.
- Er predigt seit Jahren dieselben Phrasen über die Notwendigkeit von Sparmaßnahmen.او سالهاست که همان عبارات تکراری را درباره ضرورت اقدامات ریاضتی موعظه میکند.
- Die ständigen Ratschläge seiner Eltern begannen ihn zu nerven; er wollte nicht mehr, dass sie ihm predigten.نصیحتهای مداوم والدینش او را کلافه کرده بود؛ او دیگر نمیخواست که آنها به او اندرز دهند.