pudeln

Aussprache: /ˈpuːdl̩n/
Wortzerlegung: pu·deln
فعل

خراب کردن (در بولینگ)، آب‌تنی کردن (سگ آبی)

Beispiele

  • Joachim hat mal wieder ''gepudelt''.یواخیم دوباره خراب کرد.
  • Der Pudelhund ist so benannt, weil er gerne im Wasser planscht, er ''pudelt'' gerne.سگ آبی به این دلیل نامگذاری شده است که دوست دارد در آب بازی کند، او دوست دارد آب‌تنی کند.

Bedeutungen

1 intransitiv

اشتباه کردن، خراب کردن، شکست خوردن (بیشتر در محاوره و به معنای گند زدن)

  • Bei der Prüfung hat er total gepudelt.او در امتحان کاملاً گند زد (خراب کرد).
  • Ich hoffe, ich pudel nicht bei der Präsentation.امیدوارم در ارائه گند نزنم.
2 Akkusativ

موهای سگ پودل را کوتاه کردن یا حالت دادن

  • Sie lässt ihren Pudel regelmäßig pudeln.او پودلش را مرتباً کوتاه می‌کند.
  • Der Hundefriseur pudelt den Pudel sehr professionell.آرایشگر سگ، پودل را بسیار حرفه‌ای کوتاه می‌کند.