Partizip II
هل داده شده، فشار آورده شده (اسم مصدر گذشته)
معانی و تعاریف geputscht:
- توصیف یک دولت، رژیم یا رهبر که از طریق یک اقدام غیرقانونی و اغلب خشونتآمیز توسط گروهی از افراد (کودتا) سرنگون شده است.
جملات نمونه برای geputscht:
Nach dem Sturz des regimes wurde das Land von einer Militärjunta regiert, die durch einen geputschten Staatsstreich an die Macht gekommen war.
پس از سرنگونی رژیم، کشور توسط یک شورای نظامی اداره شد که از طریق یک کودتای سرنگونکننده به قدرت رسیده بود.
Die internationale Gemeinschaft verurteilte den Versuch, die demokratisch gewählte Regierung mit Gewalt zu stürzen und ein geputschtes Regime zu etablieren.
جامعه بینالمللی تلاش برای سرنگونی خشونتآمیز دولت منتخب دموکراتیک و برقراری یک رژیم کودتا شده را محکوم کرد.