quasen
پرخوری کردن، شکمپرستی کردن، ولخرجی کردن
Beispiele
- Die Studenten ''quasten'' bis tief in die Nacht.دانشجویان تا پاسی از شب پرخوری میکردند.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
زیاد و بیهوده حرف زدن، وراجی کردن (معمولاً با لحنی تحقیرآمیز). این فعل نسبتاً نادر و غیررسمی است.
- Er saß stundenlang da und quaste über Belanglosigkeiten.او ساعتها آنجا نشست و درباره مسائل بیاهمیت وراجی میکرد.
- Hör auf zu quasen und komm endlich zur Sache!دست از وراجی بردار و بالاخره سر اصل مطلب بیا!