das Geräuchertes
گوشت دودی، ماهی دودی
Bedeutungen
1
محصولات گوشتی یا ماهی که با دود کردن فرآوری و نگهداری شدهاند و طعم و بوی خاصی گرفتهاند.
- Zum Frühstück gab es heute geräuchertes Lachsfilet.برای صبحانه امروز فیلهی ماهی سالمون دودی بود.
- Der Metzger verkauft verschiedene Sorten von geräuchertem Schinken.قصاب انواع مختلفی از ژامبون دودی را میفروشد.
- Wir haben ein Picknick gemacht und dazu Brot mit geräuchertem Käse gegessen.ما پیکنیک کردیم و در کنار آن نان با پنیر دودی خوردیم.