gerötet

Aussprache: /ɡəˈʁøːtət/
Worttrennung: ge·rötet
صفت

سرخ شده، برافروخته

Bedeutungen

1

دارای رنگ قرمز یا صورتی شده؛ معمولاً به پوست (به دلیل گرما، خجالت، ورزش یا تحریک) یا چشم‌ها (به دلیل خستگی یا آلرژی) اشاره دارد.

  • Nach dem Laufen waren seine Wangen gerötet.پس از دویدن، گونه‌هایش سرخ شده بود.
  • Ihre Augen waren vom Weinen gerötet.چشمانش از گریه سرخ شده بود.
  • Die Haut ist durch die Sonne gerötet.پوست در اثر آفتاب سرخ شده است.