gerötet
سرخ شده، برافروخته
Bedeutungen
1
دارای رنگ قرمز یا صورتی شده؛ معمولاً به پوست (به دلیل گرما، خجالت، ورزش یا تحریک) یا چشمها (به دلیل خستگی یا آلرژی) اشاره دارد.
- Nach dem Laufen waren seine Wangen gerötet.پس از دویدن، گونههایش سرخ شده بود.
- Ihre Augen waren vom Weinen gerötet.چشمانش از گریه سرخ شده بود.
- Die Haut ist durch die Sonne gerötet.پوست در اثر آفتاب سرخ شده است.