rühren

Aussprache: /ˈʁyːʁən/
Wortzerlegung: rüh·ren
فعل

تکان دادن، هم زدن، تحت تأثیر قرار دادن

Beispiele

  • Der Junge ''rührte'' sich nicht, obwohl er mehrmals gerufen wurde.پسرک تکان نخورد، با اینکه چندین بار صدایش زدند.
  • Die Mutter hat den Teig ''gerührt,'' damit er eine homogene Masse wird.مادر خمیر را هم زد تا یکدست شود.
  • Der ganze Saal war von der Geschichte ''gerührt.تمام سالن از شنیدن داستان تحت تأثیر قرار گرفتند.
  • Bei einer Feier im Weißen Haus hat Barack Obama seinen Vizepräsidenten überraschend mit Amerikas höchster ziviler Auszeichnung geehrt. Den Politiker ''rührte'' das zu Tränen.در مراسمی در کاخ سفید، باراک اوباما به طور غافلگیرکننده‌ای از معاون خود با بالاترین نشان غیرنظامی آمریکا تقدیر کرد. این سیاستمدار را به گریه انداخت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مایعات یا مواد را با حرکت دادن قاشق یا ابزار دیگر مخلوط کردن.

  • Bitte rühre den Kaffee um.لطفاً قهوه را هم بزن.
  • Sie rührte den Teig in der Schüssel.او خمیر را در کاسه هم زد.
2 Akkusativ

چیزی را از جای خود حرکت دادن یا تکان دادن.

  • Er rührte keinen Finger, um zu helfen.او حتی یک انگشت هم برای کمک تکان نداد.
  • Die Katze rührte sich nicht vom Fleck.گربه از جایش تکان نخورد.
3 Akkusativ

احساسات کسی را برانگیختن، به خصوص احساسات غم یا شفقت.

  • Ihre Geschichte hat mich sehr gerührt.داستان او مرا بسیار متأثر کرد.
  • Das Lied rührte die Herzen der Zuhörer.آن آهنگ قلب شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.
4 an + Akkusativ

به چیزی دست زدن یا آن را تغییر دادن، اغلب با مفهوم ممنوعیت یا احتیاط.

  • Du darfst nicht an meine Sachen rühren!تو نباید به وسایل من دست بزنی!
  • Er wagte es nicht, an der Entscheidung zu rühren.او جرأت نکرد تصمیم را تغییر دهد.