geradebügeln
صاف کردن (لباس)، رفع کردن (مشکل)، اصلاح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas geradebügeln)
چیزی را با اتو صاف کردن، چین و چروک لباس یا پارچه را از بین بردن.
- Ich muss noch mein Hemd geradebügeln.من هنوز باید پیراهنم را اتو کنم.
- Kannst du bitte diese Hose geradebügeln?میتوانی لطفاً این شلوار را اتو کنی؟
2
Akkusativ (etwas geradebügeln)
به صورت مجازی: مشکلات، اشتباهات یا موقعیتهای ناخوشایند را اصلاح کردن، اوضاع را سر و سامان دادن یا رفع و رجوع کردن.
- Er versucht, die entstandenen Schwierigkeiten geradezubügeln.او تلاش میکند مشکلات پیش آمده را رفع و رجوع کند.
- Der Manager musste die Fehler seines Teams geradebügeln.مدیر مجبور بود اشتباهات تیمش را اصلاح کند.