geradebügeln

Aussprache: /ɡəˈʁaːdəˌbyːɡl̩n/
Worttrennung: ge·ra·de·bü·geln
فعل

صاف کردن (لباس)، رفع کردن (مشکل)، اصلاح کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas geradebügeln)

چیزی را با اتو صاف کردن، چین و چروک لباس یا پارچه را از بین بردن.

  • Ich muss noch mein Hemd geradebügeln.من هنوز باید پیراهنم را اتو کنم.
  • Kannst du bitte diese Hose geradebügeln?می‌توانی لطفاً این شلوار را اتو کنی؟
2 Akkusativ (etwas geradebügeln)

به صورت مجازی: مشکلات، اشتباهات یا موقعیت‌های ناخوشایند را اصلاح کردن، اوضاع را سر و سامان دادن یا رفع و رجوع کردن.

  • Er versucht, die entstandenen Schwierigkeiten geradezubügeln.او تلاش می‌کند مشکلات پیش آمده را رفع و رجوع کند.
  • Der Manager musste die Fehler seines Teams geradebügeln.مدیر مجبور بود اشتباهات تیمش را اصلاح کند.