قید
عملاً، راستش، به راستی
جملات نمونه برای geradezu:
Du hast eine Zusage bekommen? Das ist ja ''geradezu'' fantastisch!
یک پیشنهاد دریافت کردهای؟ این واقعاً فوقالعاده است!
Auch die Delegierten verfolgen Schwans Gastauftritt ''geradezu'' dankbar. Hatte sie sich bei den Debatten davor noch lautstark unterhalten oder waren herumgelaufen, ist es während ihrer Rede fast andächtig still im Berliner Velodrom.
نمایندگان هم حضور مهمان شوان را عملاً با قدردانی دنبال میکنند. اگر او در بحثهای قبلی با صدای بلند صحبت کرده بود یا به اطراف دویده بود، در جریان سخنرانی او در ولودروم برلین سکوتی تقریباً خاشعانه برقرار است.