rammeln
محکم تکان دادن، جفتگیری کردن (حیوانات)
Beispiele
- Es war deutlich zu hören, draußen ''rammelte'' jemand am Gartentor.بهخوضی شنیده میشد که بیرون، کسی داشت درِ باغ را محکم تکان میداد.
- Im Hinterhof ''rammelten'' die Jungs.پسرها در حیاط پشتی با هم کشتی میگرفتند و شوخی میکردند.
- Oft ''rammeln'' die Hasen bereits im Januar.خرگوشها اغلب از ماه ژانویه جفتگیری میکنند.
- Die beiden ''rammelten'' wie die Karnickel.آن دو مثل خرگوشها مشغول بودند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(در مورد حیوانات) جفتگیری کردن.
- Im Frühling rammeln die Hasen auf den Feldern.در بهار، خرگوشها در مزارع جفتگیری میکنند.
- Die Hunde rammelten auf der Straße.سگها در خیابان جفتگیری میکردند.
2
Akkusativ
چیزی را با فشار و قدرت کوبیدن یا فرو کردن (مثلاً یک ستون در زمین).
- Der Bauarbeiter rammelte die Pfähle in den Boden.کارگر ساختمانی تیرها را به زمین کوبید.
- Man muss den Pfosten fest in die Erde rammeln.باید تیرک را محکم در زمین فرو کرد.
3
(intransitiv)
(عامیانه، vulgar) عمل جنسی انجام دادن.
- Er hat die ganze Nacht gerammelt.او تمام شب سکس کرد.
- Sie rammeln wie die Karnickel.آنها مثل خرگوشها سکس میکنند.