rammeln

Aussprache: /ˈraml̩n/
Wortzerlegung: ram·meln
فعل

محکم تکان دادن، جفت‌گیری کردن (حیوانات)

Beispiele

  • Es war deutlich zu hören, draußen ''rammelte'' jemand am Gartentor.به‌خوضی شنیده می‌شد که بیرون، کسی داشت درِ باغ را محکم تکان می‌داد.
  • Im Hinterhof ''rammelten'' die Jungs.پسرها در حیاط پشتی با هم کشتی می‌گرفتند و شوخی می‌کردند.
  • Oft ''rammeln'' die Hasen bereits im Januar.خرگوش‌ها اغلب از ماه ژانویه جفت‌گیری می‌کنند.
  • Die beiden ''rammelten'' wie die Karnickel.آن دو مثل خرگوش‌ها مشغول بودند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

(در مورد حیوانات) جفت‌گیری کردن.

  • Im Frühling rammeln die Hasen auf den Feldern.در بهار، خرگوش‌ها در مزارع جفت‌گیری می‌کنند.
  • Die Hunde rammelten auf der Straße.سگ‌ها در خیابان جفت‌گیری می‌کردند.
2 Akkusativ

چیزی را با فشار و قدرت کوبیدن یا فرو کردن (مثلاً یک ستون در زمین).

  • Der Bauarbeiter rammelte die Pfähle in den Boden.کارگر ساختمانی تیرها را به زمین کوبید.
  • Man muss den Pfosten fest in die Erde rammeln.باید تیرک را محکم در زمین فرو کرد.
3 (intransitiv)

(عامیانه، vulgar) عمل جنسی انجام دادن.

  • Er hat die ganze Nacht gerammelt.او تمام شب سکس کرد.
  • Sie rammeln wie die Karnickel.آنها مثل خرگوش‌ها سکس می‌کنند.