ranggeln
کشتی گرفتن (به سبک آلپاین)
Beispiele
- Am Hundstein wird seit 500 Jahren ''geranggeltاز ۵۰۰ سال پیش در کوهستان هوندشتاین کشتی گرفته میشود.
Bedeutungen
1
mit + Dativ
به صورت بازیگوشانه کشتی گرفتن، گلاویز شدن یا با هم درگیر شدن (معمولاً بین کودکان یا دوستان).
- Die Kinder rangeln im Garten miteinander.بچهها در باغ با هم کشتی میگیرند.
- Er hat mit seinem Bruder um das letzte Stück Kuchen gerangelt.او با برادرش برای آخرین تکه کیک گلاویز شد.
2
um + Akkusativ
(مجازی) برای چیزی تلاش کردن، کلنجار رفتن یا رقابت کردن، اغلب در یک موقعیت دشوار یا رقابتی.
- Die Parteien rangeln um die Mehrheit im Parlament.احزاب برای کسب اکثریت در پارلمان کلنجار میروند.
- Sie musste lange um Anerkennung in ihrem Beruf rangeln.او مجبور بود مدتها برای به رسمیت شناخته شدن در حرفهاش کلنجار برود.