gerappelten
جمع شده، جمع و جور شده، مرتب شده
Bedeutungen
1
Akusativ
به صدا در آمدن شدید و ناگهانی اشیاء، به ویژه در اثر تکان یا برخورد؛ لرزیدن شدید یا فرو ریختن ناگهانی سازهها یا اشیاء
- Nach dem Erdbeben rappelte das Geschirr in den Schränken, bis es schließlich zu Boden fiel.پس از زلزله، ظروف در کابینتها به شدت به صدا درآمدند تا اینکه سرانجام به زمین افتادند.
- Die alte Brücke rappelte bedrohlich unter der Last des schweren Güterzuges.پل قدیمی زیر بار قطار باری سنگین به طرز خطرناکی لرزید.