gerasten

Aussprache: /ɡəˈʁaːstn̩/
Wortzerlegung: ge·ras·ten
Deklinierte Form

مسابقه داده شده، با سرعت رانده شده

Bedeutungen

1 nicht relevant

حرکت کردن با سرعت بسیار زیاد و اغلب با صدای بلند؛ هجوم بردن یا پیشروی کردن با شدت و سرعت زیاد، مانند سیل یا طوفان.

  • Der Sturm raste mit ungeheurer Kraft über die Küste und hinterließ eine Spur der Verwüstung.طوفان با قدرتی عظیم بر فراز ساحل خروشید و اثری از ویرانی به جا گذاشت.
  • Die Zeit schien zu rasen, als sie auf die dringende Nachricht warteten.زمان به نظر می‌رسید که با سرعت می‌گذرد، در حالی که آنها منتظر خبر فوری بودند.