reffen

Aussprache: /ˈrɛfn̩/
Wortzerlegung: ref·fen
فعل

بادبان را جمع کردن/کوتاه کردن

Beispiele

  • Dann ''refften'' sie auch diese.سپس آنها نیز این بادبان‌ها را جمع کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در دریانوردی) بادبان را جمع کردن یا کوتاه کردن برای کاهش سطح آن در باد شدید.

  • Bei starkem Wind mussten die Segler die Segel reffen.در باد شدید، ملوانان مجبور شدند بادبان‌ها را جمع کنند.
  • Er hat das Großsegel gerefft, um die Geschwindigkeit zu reduzieren.او بادبان اصلی را کوتاه کرد تا سرعت را کاهش دهد.