gerißneren
پاره شده، دریده شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد شکاف یا پارگی عمیق و شدید در چیزی، اغلب به دلیل نیروی خارجی زیاد یا تنش داخلی.
- Der Sturm riss die alten Segel des Schiffes fast vollständig.طوفان بادبانهای کهنه کشتی را تقریباً به طور کامل درید.
- Die übermäßige Belastung führte dazu, dass das Seil an seiner schwächsten Stelle rissnerte.بار بیش از حد باعث شد که طناب در ضعیفترین نقطه خود پاره شود.