gerichtsmedizinisch
پزشکی قانونی، مربوط به پزشکی قانونی
Bedeutungen
1
مربوط به یا در حوزه پزشکی قانونی؛ استفاده از دانش پزشکی برای اهداف قانونی.
- Die Polizei bat um eine gerichtsmedizinische Untersuchung der Leiche.پلیس درخواست معاینه پزشکی قانونی جسد را کرد.
- Er ist ein Experte für gerichtsmedizinische Forensik.او یک متخصص در زمینه پزشکی قانونی است.
- Die gerichtsmedizinische Analyse ergab neue Hinweise im Fall.تحلیل پزشکی قانونی سرنخهای جدیدی در پرونده به دست آورد.