gernhaben
دوست داشتن، علاقهمند بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را دوست داشتن (معمولاً ملایمتر از lieben)
- Ich habe diesen Ort wirklich sehr gern.من این مکان را واقعاً بسیار دوست دارم.
- Er hat seine neuen Kollegen schnell gerngehabt.او به سرعت به همکاران جدیدش علاقهمند شد.