فعل
مرحمت کردن، لطف کردن، افتخار دادن، اجازه دادن (به صورت مودبانه)
معانی و تعاریف geruhen:
- لطف کردن، مرحمت کردن، راضی شدن (درخواست بسیار مؤدبانه و رسمی، اغلب با لحنی طعنهآمیز یا قدیمی)
- آرام گرفتن، اقامت کردن (معنای قدیمی و کمتر رایج)
جملات نمونه برای geruhen:
Wann ''geruht'' denn das Fräulein Tochter aufzustehen?
کی دختر خانم زحمت بیدار شدن را میکشند؟
„S*- Majestät ''geruhten'' Sich die öffentlichen Autoritäten und die zahlreich anwesenden Gutsbesitzer vorstellen zu lassen, und nahmen daselbst das Nachtlager.“ (1823)
اعلیحضرت مرحمت فرمودند که مقامات عمومی و مالکان متعدد حاضر را معرفی کنند و شب را در آنجا سپری نمودند.
Geruhen Sie, Platz zu nehmen?
لطف میکنید بنشینید؟