geruhen
مرحمت کردن، لطف کردن، افتخار دادن، اجازه دادن (به صورت مودبانه)
Beispiele
- Wann ''geruht'' denn das Fräulein Tochter aufzustehen?کی دختر خانم زحمت بیدار شدن را میکشند؟
- S*- Majestät ''geruhten'' Sich die öffentlichen Autoritäten und die zahlreich anwesenden Gutsbesitzer vorstellen zu lassen, und nahmen daselbst das Nachtlager.“ (1823)اعلیحضرت مرحمت فرمودند که مقامات عمومی و مالکان متعدد حاضر را معرفی کنند و شب را در آنجا سپری نمودند.
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit Infinitiv mit 'zu')
لطف کردن، مرحمت کردن، راضی شدن (درخواست بسیار مؤدبانه و رسمی، اغلب با لحنی طعنهآمیز یا قدیمی)
- Geruhen Sie, Platz zu nehmen?لطف میکنید بنشینید؟
- Wenn Euer Gnaden geruhen, werde ich Euch die Geschichte erzählen.اگر سرورم مرحمت کنند، داستان را برایتان تعریف خواهم کرد.
2
intransitiv
آرام گرفتن، اقامت کردن (معنای قدیمی و کمتر رایج)
- Hier geruht der alte König in Frieden.اینجا پادشاه پیر در آرامش آرمیده است.
- Wo geruhen Sie heute Nacht?امشب کجا اقامت میکنید؟