gesäumt

Aussprache: /ɡəˈzɔɪ̯mt/
Worttrennung: ge·säumt
صفت

حاشیه‌دار، لبه‌دار؛ احاطه شده

Bedeutungen

1

دارای حاشیه یا لبه تزئینی؛ مزین به نوار یا تزئین در اطراف.

  • Sie trug ein Kleid mit einem gesäumten Kragen.او لباسی با یقه حاشیه‌دار پوشیده بود.
  • Der Tisch war mit einer gesäumten Tischdecke bedeckt.میز با یک رومیزی لبه‌دار پوشیده شده بود.
  • Das Buch hatte Seiten mit gesäumten Rändern.کتاب صفحاتی با لبه‌های حاشیه‌دار داشت.
2

احاطه شده؛ در بر گرفته شده توسط چیزی یا کسی.

  • Der Garten war von einer hohen Mauer gesäumt.باغ توسط یک دیوار بلند احاطه شده بود.
  • Der Fluss war von Bäumen gesäumt.رودخانه توسط درختان احاطه شده بود.
  • Die Straße war von Schaulustigen gesäumt.خیابان توسط تماشاگران احاطه شده بود.