gesagt, getan

Aussprache: /ɡəˈzaːkt ɡəˈtaːn/
Worttrennung: ge·sag·t, ·ge·tan
اصطلاح

گفته شد، انجام شد؛ حرف و عمل یکی بود؛ دو کلام و یک عمل

Bedeutungen

1

عبارتی که برای نشان دادن سرعت و قاطعیت در انجام کاری به کار می‌رود، بلافاصله پس از بیان آن. یعنی به محض اینکه چیزی گفته شد، همان موقع انجام شد.

  • Wir sollten das sofort reparieren!“, sagte sie. Gesagt, getan, er holte das Werkzeug.او گفت: «باید فوراً این را تعمیر کنیم.» گفته شد، انجام شد؛ او ابزار را آورد.
  • Lass uns jetzt gehen!“, schlug er vor. Gesagt, getan, wir verließen das Haus.او پیشنهاد داد: «بیا همین الان برویم!» گفته شد، انجام شد؛ ما خانه را ترک کردیم.
  • Sie bat ihn, ihr zu helfen. Gesagt, getan, er war sofort zur Stelle.او از او خواست که کمکش کند. گفته شد، انجام شد؛ او فوراً حاضر شد.