schütten
ریختن، سرازیر کردن؛ باریدن (باران شدید)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schütten)
ریختن مایعات یا مواد دانهای (مانند نمک، شکر، شن) از ظرفی با کج کردن آن؛ تخلیه کردن محتویات یک ظرف.
- Er schüttete das Wasser aus dem Glas.او آب را از لیوان ریخت.
- Die Kinder schütteten Sand in ihre Eimer.بچهها در سطلهایشان شن ریختند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
باریدن شدید باران یا برف؛ بارش سنگین.
- Gestern schüttete es den ganzen Tag.دیروز تمام روز باران شدیدی میبارید.
- Im Winter schüttet es hier oft Schnee.در زمستان اینجا اغلب برف سنگینی میبارد.
3
Akkusativ (Geld) + in + Akkusativ (Fonds)
کمک مالی کردن یا سرمایهگذاری کردن در یک پروژه یا صندوق (غیررسمی).
- Viele Bürger schütteten Geld in den neuen Hilfsfonds.بسیاری از شهروندان در صندوق کمک جدید پول واریز کردند.
- Wir müssen mehr Geld in die Forschung schütten.ما باید پول بیشتری در تحقیقات سرمایهگذاری کنیم.