gescharrten
خراشیده شده، کنده شده (با ناخن یا پنجه)
Bedeutungen
1
صفت توصیفی برای موادی که با خراشیدن، کندن یا جمع کردن با ابزار (مانند چنگک یا بیل) به دست آمدهاند.
- Die gescharrten Blätter bildeten einen dicken Teppich auf dem Rasen.برگهای جمع شده، فرش ضخیمی روی چمن تشکیل داده بودند.
- Die Archäologen untersuchten die gescharrten Erdschichten auf der Suche nach Artefakten.باستانشناسان لایههای خاک کنده شده را برای یافتن آثار باستانی بررسی کردند.