der gescheiterter Staat

Aussprache: /ɡəˈʃaɪ̯tɐtɐ ʃtaːt/
Worttrennung: ge·schei·ter·ter ·Staat
اسم

دولت شکست‌خورده (دولت درمانده)

Bedeutungen

1

کشوری که دولت مرکزی آن توانایی اعمال حاکمیت خود را در سراسر قلمرو، حفظ نظم عمومی، ارائه خدمات اساسی و حفاظت از مرزهای خود را از دست داده است؛ دولت درمانده یا از هم پاشیده.

  • Internationale Organisationen versuchen, in einem gescheiterten Staat humanitäre Hilfe zu leisten.سازمان‌های بین‌المللی تلاش می‌کنند در یک دولت شکست‌خورده کمک‌های بشردوستانه ارائه دهند.
  • Die politische Instabilität führte zu einem gescheiterten Staat.بی‌ثباتی سیاسی منجر به یک دولت شکست‌خورده شد.
  • Die Bekämpfung von Terrorismus ist in einem gescheiterten Staat besonders schwierig.مبارزه با تروریسم در یک دولت شکست‌خورده به ویژه دشوار است.