geschlitzt
شکافته شده (اسم مفعول گذشته)
Bedeutungen
1
دارای شکافها یا شیارهای باریک و بلند، که اغلب به صورت تزئینی یا کاربردی در طراحیها به کار میرود.
- Das Kleid aus Seide hatte einen elegant geschlitzten Saum, der bei jeder Bewegung mitschwang.پیراهن ابریشمی دارای لبهای شیک و شکافدار بود که با هر حرکتی به اهتزاز درمیآمد.
- Die architektonische Fassade wies kunstvoll geschlitzte Elemente auf, die das Lichtspiel auf der Oberfläche modulierten.نمای معماری دارای المانهای شیاردار هنرمندانهای بود که بازی نور را بر سطح تعدیل میکرد.