Partizip II
قورت داده شده، بلعیده شده
معانی و تعاریف geschluckt:
- چیزی که به صورت فیزیکی بلعیده یا فرو داده شده است.
- تحمل کردن یا پذیرفتن ناخواسته یا با اکراه چیزی (مانند توهین، شکست، یا حقیقت ناخوشایند) بدون ابراز مخالفت آشکار.
جملات نمونه برای geschluckt:
Der Patient musste eine kleine Pille mit viel Wasser geschluckt, um die Behandlung fortzusetzen.
بیمار مجبور بود قرص کوچکی را با آب فراوان ببلعد تا درمان را ادامه دهد.
Die Untersuchung ergab, dass der Vogel einen kleinen Stein verschluckt hatte.
بررسی نشان داد که پرنده سنگی کوچک را فرو داده بود.
Trotz der offensichtlichen Ungerechtigkeit musste er die Entscheidung des Gerichts geschluckt hinnehmen.
علیرغم بیعدالتی آشکار، او مجبور بود تصمیم دادگاه را بدون اعتراض بپذیرد.