geschoren
پشمچینشده، کوتاه شده (مو یا ریش)
Beispiele
- Die Schafe in der Herde sind jetzt alle ''geschoren.گوسفندان گله اکنون همگی پشمچینشده هستند.
- Der Frisör hat ihn recht ordentlich ''geschoren.آرایشگر او را به شکل کاملاً مرتبی اصلاح کرد (موهایش را کوتاه کرد).
- Wer hat Dich denn mit der Sense ''geschoren?'' (scherzhaft)راستی چه کسی تو را با داس اصلاح کرده است؟ (به شوخی)